تفسیر سوره ی مومنون چهارشنبه 6 مرداد1389 1:41 بعد از ظهر

و همچنين: از ابي عبد الله جعفر بن محمد الصادق  ع  روايت است که : هر که سوره مومنون بخواند، خداي تعالي ختم کار او را به سعادت مقرون دارد و هر که در جمعه به قرائت آن مداومت نمايد منزل او در فردوي اعلا با پيغمبران مرسل باشد. از حضرت رسالت  ص  مروي است که: ده آيه بر من نازل شده، که هر که قرائت آن نمايد به بهشت در آيد. و بعد از آن، از اول اين سوره تلاوت فرمود تا آن که ده آيه تمام کرد. منقول است از آن حضرت که: اول اين سوره  مومنون  و آخر آن از گنجهاي بهشت است. هر که عمل کندبه سه آيه از اول اين سوره و پند گيرد به چهار آيه از آخر آن ناجي و رسنگار گردد. بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ 1   الَّذِينَ هُمْ فى صلاتهِمْ خَشِعُونَ 2    وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضونَ 3 وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَوةِ فَعِلُونَ 4 وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَفِظونَ 5  إِلا عَلى أَزْوَجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَت أَيْمَنهُمْ فَإِنهُمْ غَيرُ مَلُومِينَ 6 فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِك فَأُولَئك هُمُ الْعَادُونَ 7  وَ الَّذِينَ هُمْ لاَمَنَتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَعُونَ 8 وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صلَوَتهِمْ يحَافِظونَ 9 أُولَئك هُمُ الْوَرِثُونَ 10 الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْس هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ 11 به نام خداوند بخشنده بخشايشگر 1 - مؤ منان رستگار شدند.2 - آنها كه در نمازشان خشوع دارند.3 - و آنها كه از لغو و بيهودگى رويگردانند.  4- و آنها كه زكات را انجام مى دهند.5 - و آنها كه دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى كنند.6 - تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند كه در بهره گيرى از آنها ملامت نمى شوند.7 - و هر كس غير اين طريق را طلب كند تجاوزگر است . 8 - و آنها كه امانتها و عهد خود را مراعات مى كنند. 9 - و آنها كه از نمازها مواظبت مى نمايند.10 -  آرى   آنها وارثانند.11 - كه بهشت برين را ارث مى برند، و جاودانه در آن خواهند ماند. صفات برجسته مؤمنان همانگونه كه قبلا گفتيم انتخاب نام مؤ منون براى اين سوره به خاطر آيات آغاز اين سوره است كه ويژگيهاى مؤ منان را در عباراتى كوتاه ، زنده و پر محتوا تشريح مى كند، و جالب اينكه نخست به سرنوشت لذتبخش و پر افتخار مؤ منان - پيش ‍ از بيان صفات آنها - اشاره مى نمايد تا شعله هاى شوق و عشق را در دلها براى رسيدن به اين افتخار بزرگ زنده كند. مى فرمايد:   مؤ منان رستگار شدند  ، و به هدف نهائى خود در تمام ابعاد رسيدند  قد افلح المؤ منون  .  افلح    از ماده   فلح و فلاح    در اصل به معنى شكافتن و بريدن است ، سپس به هر نوع پيروزى و رسيدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است .در حقيقت افراد پيروزمند و رستگار و خوشبخت موانع را از سر راه بر مى دارندو راه خود را به سوى مقصد مى شكافند و پيش مى روند.البته فلاح و رستگارى معنى وسيعى دارد كه هم پيروزيهاى مادى را شامل مى شود، و هم معنوى را، و در مورد مؤ منان هر دو بعد منظور است .پيروزى و رستگارى دنيوى در آن است كه انسان آزاد و سربلند، عزيز و بى نياز زندگى كند، و اين امور جز در سايه ايمان امكان پذير نيست ، و رستگارى آخرت در اين است كه در جوار رحمت پروردگار، در ميان نعمتهاى جاويدان ، در كنار دوستان شايسته و پاك ، و در كمال عزت و سربلندى به سر برد.   راغب    در   مفردات    ضمن تشريح اين معنى مى گويد:   فلاح دنيوى در سه چيز خلاصه مى شود: بقاء و غنا و عزت ، و فلاح اخروى در چهار چيز: بقاء بلا فناء، و غنى بلا فقر، و عز بلا ذل ، و علم بلا جهل :   بقاى بدون فنا، بى نيازى بدون فقر، عزت بدون ذلت ، و علم خالى از جهل    سپس به بيان اين صفات پرداخته و قبل از هر چيز انگشت روى نماز مى گذارد و مى گويد:   آنها كسانى هستند كه در نمازشان خاشعند    الذينهم فى صلاتهم خاشعون  .  خاشعون    از ماده   خشوع    به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ يا حقيقت مهمى در انسان پيدا مى شود، و آثارش ‍ در بدن ظاهر مى گردد. در اينجا قرآن   اقامه صلوة     خواندن نماز  را نشانه مؤ منان نمى شمارد بلكه خشوع در نماز را از ويژگيهاى آنان مى شمرد، اشاره به اينكه نماز آنها الفاظ و حركاتى بى روح و فاقد معنى نيست ، بلكه به هنگام نماز آنچنان حالت توجه به پروردگار در آنها پيدا مى شود كه از غير او جدا مى گردند و به او مى پيوندند، چنان غرق حالت تفكر و حضور و راز و نياز با پروردگار مى شوند كه بر تمام ذرات وجودشان اثر مى گذارد، خود را ذره اى مى بينند در برابر وجودى بى پايان ، و قطره اى در برابر اقيانوسى بيكران . لحظات اين نماز هر كدام براى او درسى است از خودسازى و تربيت انسانى و وسيله اى است براى تهذيب روح و جان .       در حديثى مى خوانيم كه پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   مردى را ديد كه در حال نماز با ريش خود بازى مى كند فرمود: اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه !:   اگر او در قلبش خشوع بود اعضاى بدنش نيز خاشع مى شد  . اشاره به اينكه خشوع يك حالت درونى است كه در برون اثر مى گذارد. پيشوايان بزرگ اسلام آنچنان خشوعى در حالت نماز داشتند كه به كلى از ما سوى الله بيگانه مى شدند، تا آنجا كه در حديثى مى خوانيم : پيامبر اسلام  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   گاه به هنگام نماز به آسمان نظر مى كرد اما هنگامى كه آيه فوق نازل شد ديگر سر برنمى داشت و دائما به زمين نگاه مى كرد  . دومين صفتى را كه بعد از صفت خشوع براى مؤ منان بيان مى كند اين است كه :   آنها از هر گونه لغو و بيهودگى رويگردانند    و الذينهم عن اللغو معرضون  . در واقع تمام حركات و خطوط زندگى آنان هدفى را دنبال مى كند، هدفى مفيد و سازنده چرا كه لغو به معنى كارهاى بى هدف و بدون نتيجه مفيد است . در حقيقت لغو همانگونه كه بعضى از مفسران بزرگ گفته اند هر گفتار و عملى است كه فايده قابل ملاحظه اى نداشته باشد، و اگر مى بينيم بعضى از مفسران آن را به باطل تفسير كرده اند. و بعضى به معنى همه معاصى .      و بعضى به معنى دروغ .   و بعضى به معنى دشنام يا مقابله دشنام به دشنام .    و بعضى به معنى غنا و لهو و لعب .   و بالاخره بعضى به معنى شرك ، تفسير كرده اند همه اينها مصداقهاى آن مفهوم جامع و كلى است . البته لغو تنها شامل سخنان و افعال بيهوده نمى شود بلكه افكار بيهوده و بى پايه اى كه انسان را از ياد خدا غافل و از تفكر در آنچه مفيد و سازنده است به خود مشغول مى دارد همه در مفهوم لغو جمع است در واقع مؤ منان آنچنان ساخته شده اند كه نه تنها به انديشه هاى باطل و سخنان بى اساس و كارهاى بيهوده دست نمى زنند، بلكه به تعبير قرآن از آن   معرض    و رويگردانند. در آيه بعد به سومين صفت مؤ منان راستين كه جنبه اجتماعى و مالى دارد اشاره كرده مى گويد:   آنها كسانى هستند كه زكات را انجام مى دهند    و الذين هم للزكوة فاعلون  . و از آنجا كه اين سوره - همانگونه كه قبلا نيز گفتيم - از سوره هايى است كه در مكه نازل شده و در آن هنگام حكم زكات معمولى نازل نگرديده بود، مفسران در تفسير اين آيه گفتگوهاى مختلفى دارند.

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |